ادب و ادبيات

زبان موجودي زنده است و در طي گذر زمان، همراه با گويندگان آن زبان تغيير و اصلاح مي‌شود. مثلاً نوع ادبيات كهن ما به‌گونه‌اي بود كه عمدتاً مناسب براي پند و اندرز (آگاهي مستقيم) و يا در استعاره و اشاره (آگاهي غير مستقيم و بيشتر به‌دليل محدود بودن دانايان در عصر و زمان خود) بوده است. با رشد فكري انسان‌ها و كمتر شدن محدوديت‌ها، از پيچيدگي‌هاي زبان فارسي كاسته شد و شيوه گويش و نگارش آسان‌تر جايگزين شد. همچنين با بهره‌مندي از علوم روز، بسياري اصطلاحات علمي و فني از زبان‌هاي ديگر همراه با محصولات تكنولوژيك آنها وارد زبان شد. تغييري كه حكايت از رشد داشت و ميزان رواداري (مدارا) زبان فارسي براي جذب علم و هنر را نيز نشان مي‌داد.

امروزه با نوع زبان و گويشي روبرو هستيم كه حكايت از ورود عناصري نازيبا، خشن، تمسخرآميز و به‌دور از ادب و شأن انساني دارد. به‌نظر مي‌رسد بايد توجهي جدي نسبت به كاهش ادب در ادبيات مبذول داشت چرا كه تغيير گفتار انسان‌ها به‌نوعي حكايت از تغيير رفتار آنها دارد.

/ 0 نظر / 13 بازدید