بوم‌رنگ اعمال

انسان از دو موجوديت برخوردار است: جسم و روح. جسم او را متصل به عالم فيزيكي و روح او را متصل به عالم متافيزيك نگهميدارد. بديهي است كه خوشي‌‌ها و ناخوشي‌هاي انسان مي‌تواند هم از نوع جسمي يا روحي و يا توأمان باشد. مثلاً گاهي لذتي از غذاي خوشمزه مي بريم كه عمدتاً لذتي از نوع فيزيكي مي باشد و يا ممكن است درصدي هم لذت روحي از حتي غذاخوردن ببريم. اما لذتي كه در نيكوكاري هست شايد ارتباط مستقيم با جسم انسان نداشته باشد (اگرچه آن هم محتمل است). همين‌طور است عذاب و آزاري كه مي‌تواند هم جسم، آن را دچار شود و هم روح. بنابراين خلاصه كردن عذاب يا پاداش اعمال انسان فقط به جسم، امر نادرستي خواهد بود و تقليل بهشت و جهنم به فضايي دلپذير يا پر از آتش از همين تصور نشأت مي‌گيرد. اگرچه درستي يا نادرستي اعمال ما در همين دنيا و با آثار جسمي و روحي همچون «بوم‌رنگ» به‌خود ما برمي‌گردد اما قطعاً بسياري از نتايج آن در عالمي ديگر كه فقط روح انسان امكان حضور در آن را دارد نيز به روح برخواهد گشت. به‌عبارتي انسان سه نشئه (عالم)‌ را تجربه مي‌كند: عالم جنين (كه ابتدا فقط جسم است و سپس بعد چندماه روح نيز در آن دميده مي‌شود- غالب بودن جسم بر روح)، عالم دنيا (كه تركيبي از جسم و روح است- ابتدا با غالب بودن جسم و به‌مرور پايا شدن هردو) و عالم آخرت (كه روح جسم را ترك كرده و به‌تنهايي اين عالم نهايي را تجربه خواهد كرد). با شعري از خواجه نصيرالدين طوسي كلام را كامل مي‌كنيم:

افسوس كه آنچه برده‌ام باختني است

بشناخته‌ها تمام نشناختني است

                     برداشته‌ام هرآنچه بايد بگذاشت

                     بگذاشته‌ام هرآنچه برداشتني است

دوشنبه 1 بهمن 86

/ 1 نظر / 6 بازدید
ادیب عشق

باسلام و ادب ممنون میشم منبع این رباعی خواجه را اگر یافتید به بنده هم اطلاع دهید بنده که ناامید شدم.. تشکر