انحراف در اعتقادات

دوستي‌ها و دشمني‌ها، مقدمه‌ي انحراف در اعتقادات و به‌تبع آن در دين خواهد بود. مثلاً خوش‌آمدن از كسي يا چيزي، باعث تقويت غلوّ (بزرگ‌نمايي) پيرامون آن شخص يا آن واقعه مي‌شود. حتماً بوده اتفاقاتي كه خود شاهد آن بوده‌ايم و هنگامي كه فرد ديگري با روحيات خود، آن واقعه را براي ديگران تعريف مي‌كند، وقايع را كمي بزرگتر يا كوچكتر از آنچه كه ديده‌ايم بيان مي‌كند. و همين‌طور مي‌تواند به ترتيب ناقلين بعدي، چيزهايي به آن اضافه يا از آن كم كنند و از اينجاست كه شاهد بروز انحراف در اصل واقعه خواهيم بود. مثلاً ديده‌ايم كه شهرداري براي آب‌خوري‌ها طرحي شبيه سقاخانه با حالتي معنوي ساخته است، و اين ممكن است پس از طي 50 سال، اتفاقاتي از نظر موقعيت طراحي يا مكاني پيدا كند و احياناً كساني هم نذري كرده باشند و بازهم برحسب اتفاق نذرشان ادا شود، آنگاه است كه اين مكان تبديل به يك مكان شريف و بعضاً صاحب شجره و تاريخچه نيز شده و ديگر كسي هم نمي‌تواند به‌دليل ترس از قدرت اعتقادات مردم، حرفي در مورد اصل ماجرا به‌زبان بياورد كه اين مكان بسيار طبيعي و فقط يك سازه است. درست است كه اين اعتقادات ظاهراً ضرري نمي‌زند، اما شيوه و سيره‌ي معصومين ما همواره بر جلوگيري از اعتقادات سست‌بنياد و مبارزه با خرافات بوده، چرا كه اين اسب جهالت حتي اگر مسافت زيادي نيز طي كند، عاقبت سرنشين خود را به‌زمين زده و همه‌ي اثر مثبت خود را از بين خواهد برد. اعتقادسازي‌هاي سست را بنياد نكنيم. چهارشنبه 10 بهمن 86

/ 0 نظر / 4 بازدید