آموزش و پرورش، مسئله کدام است؟

حکایت «آموزش و پرورش» در این دیار، قصه پرغصه‌ای است که معلوم نیست چه زمانی به سرانجامی نیک‌تر خواهد رسید. اگر طبع دوران کودکی و نوجوانی را بهتر واکاوی کنیم، آن‌را شاید بیشتر مناسب «پرورش» بیابیم تا آموزش‌های بسیار سخت و سنگین که اینک چنین است. آموزش را زمانی بردوش کودک و نوجوان چنین سنگین، بار می‌کنیم که شدیداَ نیازمند پرورش روح لطیف خود است و پرورش (بخوانید تأدیب) را زمانی به او تحمیل می‌کنیم که در خفا یا در ظاهر در مقابل آن ناشکیبا است. کودکان ما در دوران ابتدایی و بخشی از راهنمایی بیشتر نیاز به کسب هنر و تقویت ذوق و استعداد خود دارند تا مدرسه را محلی برای کشف توانایی‌های خود یافته و هرلحظه در تب و تاب رفتن به مدرسه و لذت بردن از زندگی اجتماعی در بین دیگران باشند. و آنگاه که هنر و توانایی‌ها در آنها قوام یافت به‌کار ْآموختن علومی که نافع باشد بپردازند، چرا که علم بسیار است اما در کسب آنی باید اهتمام کرد که نیاز بیشتری بدان است. شاعر به زیبایی چنین سروده است:آن علم که نافع است، آموختنی استهر سکه که رایج است، اندوختنی است                 آن زنده که کاری نکند، مرده به است                 هر شاخ که باری ندهد، سوختنی استشنبه 18 اسفند 86

/ 1 نظر / 8 بازدید
ذهن زیبا

وبلاگتون خیلی قشنگ بود لذت بردیم اگه میشه یه سری هم به سایت ذهن زیبا بزنید http://bmind.ir