گوهر سواد و دانايي

بزرگترين دشواري كه در جهان اسلام با آن روبرو هستيم (هنوز هم بعد 1400 سال) جهل‌ها و ابوجهل‌هاست. فقط اگر به آماري كه چند روز پيش معاون نهضت سوادآموزي داده توجه كنيم (نزديك به 10 ميليون بي‌سواد مطلق در ايران داريم و جمعيت بي‌سوادها و كم‌سوادهاي ما نزديك به 23 ميليون نفر است) و يا اينكه بدانيم فقط در كشورهاي عربي از هر سه نفر يكي بي‌سواد است (نزديك به 100 ميليون نفر در جهان عرب بي‌سواد هستند) با بخشي از عمق فاجعه آشنا مي‌شويم. اما عميق‌تر زماني‌ است كه بخواهيم غير از سواد، ميزان درك و فهم جامعه را نيز بسنجيم، چون فعلاً شاخصي نداريم، آمار در اين زمينه مبهم است. اما كافي است كمي با توجه به پيرامون خود نگاه كنيم، چرا كه اگر حتي نتوانيم آماري به‌دست آوريم لااقل بخش ديگري از فاجعه را حس خواهيم كرد. فراموش نكنيم كه فقط جمعيت بي‌سواد ما چند برابر بسياري از كشورهاي پيرامون ماست. مثلاً امارات حدود 2 ميليون نفر و يا ارمنستان حدود 3 ميليون نفر ساكن دارد. سوئيس حدود 7 ميليون نفر جمعيت دارد و الآن چند سالي است كه ديگر بي‌سواد خواندن و نوشتن ندارد. شاخص بي‌سوادي در آنجا، بي‌سوادي نسبت به كامپيوتر است. درآمد همين سوئيس از ما با اين همه صادرات نفت هم بسيار بالاتر است. ازتش هم ندارد، بلكه قرارداد دفاعي دارد تا در صورت لزوم از آنجا محافظت كنند. بگذريم، بحث خوشي ديگران نيست، بحث، بحث دردِ خودمان است. معلوم است كه سال‌ها غفلت كرديم و هنوز جهل پيرامون ماست. البته بديهي است كه اين وضعيت الزاماً به‌دلخواه نبوده بلكه گاهي به‌جبر مشكلات خصوصاً اقتصادي بوده كه در جاي ديگر بدان خواهيم پرداخت.

/ 0 نظر / 2 بازدید