تغيير در مفاهيم (1)

مفاهيم در حال تغيير هستند. در واقع همه چيز در حال تغيير هستند. اگر نخواهيم اين تغييرات را بپذيريم، تغييرات به ما تحميل خواهد شد و چون تغيير را نپذيرفتيم و براي آن آمادگي نداريم، بدترين عوارض را نيز درپي خواهيم داشت. اصلاً مهم نيست كه آيا ما تغييرات دنياي جديد را قبول داريم يا نداريم و اينكه آيا آنها را داراي ارزش مثبت يا منفي مي‌دانيم، بلكه بحث بر سر اين است كه تغيير كرده و بايد تعاريف خود را نيز همراه با آنها به‌روز كنيم.

همچنين سرعت تغيير يا نرخ تغيير نيز بسيار سريعتر از نرخ (rate) آن در گذشته است و اين مستلزم سرعت در تجزيه تحليل و تصميم‌گيري نهايي خواهد بود تا از دشواري‌هاي كمتري برخوردار شويم. بسياري از مفاهيم امروز حاصل قراردادهاي زميني و بشري طي دوره‌هاي خاص بوده و بديهي است كه نمي‌تواند براي ابد و براي همه نسل‌ها استوار باشد.

به اين مسئله اضافه كنيم تغيير در ابعاد قضايا را و به‌عبارتي اگرچه ممكن است در بدو تعيين مفاهيم رايج ابعاد ديگر نيز وجود داشته، بايد بپذيريم كه يا ابعاد جديدي به آن اضافه شده و يا اينكه بعضي ابعاد پررنگ‌تر از گذشته شده‌اند. مثلاً آيا مفهوم «وطن» را فقط مي‌توان در بُعد جغرافيايي آن خلاصه كرد؟ يا اينكه بايد ابعاد تاريخي، فرهنگي، فكري،... را هم اضافه كرد؟ اگرچه حتي در دنياي نوين، مرزهاي جغرافيايي نيز به‌شدت دستخوش تغييرات شده، آيا بازهم مي‌توان پذيرفت كه اكثريت ْآحاد حاضر در همين مرزبندي هم نزديك به هم فكر مي‌كنند؟ مي‌توان مفهوم وطن را اينقدر كوچك كرد كه فقط كوچه محل زندگي‌مان را شامل شود و يا اينكه كهكشان راه‌شيري را نيز وطن خود حساب كنيم. همه‌ي اينها در دايره «جهان‌بيني» انسان‌ها مي‌گنجد و بايد ديد جهاني كه از آن صحبت مي‌كنيم از كجا تا كجاست؟

مثلاً مفهوم «والدين» درنظر فرزندان امروز، آيا دقيقاً به همان شكل 10 سال پيش يا بيشتر است؟ اگر ما اين تغيير در مفاهيم را به‌رسميت نشناسيم و ساير پازل‌ها را متناسب با آن نچينيم، بعيد است كه بتوانيم طرح كلي قابل اجرايي داشته باشيم و ناچار هستيم كه قطعات پازل را دچار اصطكاك و يا تخريب كنيم تا آنها كنار هم قرار گيرند. و مي‌دانيم كه درنهايت هم طرح قابل دفاعي شكل نخواهد گرفت و بسياري نقاط فاقد هم‌پوشاني و زيبايي خواهد شد. راجع به اين مسئله بازهم خواهم گفت.

/ 0 نظر / 5 بازدید